هوحق ياعلي مدد

اَلحَمدُ لله الّذَي جَعَلَ کَمالَ دينهِ وَتَمامَ نِعمَتِهِ بِوِلايَةَِ اَميرِالمُؤمِنينَ عَلِيّ بنِ اَبيطالِبٍ عَلَيهِ السّلامُ

گفت دانائي كه گرگي خيره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر،از کجا آمد کجا پنهان شدست او ما یا که مهمان است که درون قلب ماست ؛ ازکجا آمد چرا آمد چه نسبت دارد باما او ما نیست شاید که او احوال ما ست. هیچ جاری نیست پیکاری سترگ ، لحظه ای مابین این انسان وگرگ ، جز کسی پیکار او داند که او در راه حق یک رهرو است ، اوشناسد گرگ را داند کجایی وکارش چه و جایش در کجاست . زوربازوچاره اين گرگ نيست، پیر ره دان داند چاره چیست ، پیر حق آنکه ظاهر می نماید که رنجور است وپیر ، دامن آن گرگ کش را توسخت گیر . آن عزیز حق سخت پيچيده گلوي گرگ خويش ،گرگ او چون سگ مطیع و با وفا گشته درپیش ، دوراز وبی صاحب خود می گردد پریش .

 آن سگ درروز ازل بهر حفاظت از نفس انسان که نامش شد غضب حضرت حق با آدم همراه کرده در هبوط ميشود در کارخويش ، 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  93/08/12ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط محوی  |